تبلیغات
امر به معروف و نهی از منکر - تا حالا نمك خدا را خوردى؟
 
امر به معروف و نهی از منکر
واجب فراموش شده اسلام
درباره وبلاگ


سلام
السلام علیك یا فاطمه الزهرا
تسلای دل حضرت زهرا صلوات

مدیر وبلاگ : حمید
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
همین الآن برای امام زمان(عج) چند تا صلوات می فرستی؟ خسیس بازی در نیاری ها!!








علامه مجلسی و شخص لات مسلک

 

به محضر مبارك علامه ملا محمد تقى مجلسى گفت: آقا جان! دیوار به دیوار خانه ما یك همسایه دارم، خیلى آدم بى‏دینى است، چه كنم؟ جایم را هم نمى‏توانم عوض كنم، پول هم ندارم، زبانى هم ندارم كه او را با خدا آشتى بدهم، چه كنم؟

فرمود: ببین یك شب مى‏توانى دعوتش كنى، من هم مى‏آیم، دو كلمه با او حرف بزنم، گفت: نمى‏دانم مى‏آید یا نه.

آمد به آن شخص لات مسلك گفت: ببخشید! ما همسایه شما هستیم، شما هر شب اینجا جلسه آواز و مطرب و شلوغى تا صبح، البته ما كه مزاحمتان نیستیم، اما یك شب شام به خانه ما تشریف بیاورید.

گفت: عیبى ندارد، فردا شب مى‏آیم، آمد(خدمت علامه مجلسی) و گفت: آقا! فردا شب مى‏آید، فرمود: من نمازم را مى‏خوانم و مى‏آیم.

ملاقات علامه مجلسى با شخص بى‏دین
زودتر ایشان آمد و نشست، آن لات، قلدر و چاقوكش آمد، چشمش به ملا محمد تقى افتاد، اخمهایش در هم شد كه این را براى چه دعوت كرده‏اى؟

نه سلامى و نه علیكى، آمد و یك گوشه نشست و تكیه داد، سكوت كرد، بعد گفت: یك سؤال، مرحوم مجلسى خیلى آرام فرمود: بپرسید، گفت: شما آخوندها در این دنیا چه مى‏گویید؟

ایشان فرمودند: ما كه هیچ چیزى نمى‏گوییم، چون ما كه از خودمان چیزى نمى‏گوییم. یا قال الله، یا قال الرسول، یا قال الصادق و...، ما از خودمان چیزى نمى‏گوییم.

علامه به آن لات گفت: شما چه مى‏گویید؟ گفت: ما اصل و فرع حرفمان این است كه در این دنیا صفا داشته باش.

فرمودند: من معنى صفا داشته باش را نمى‏فهمم، گفت: شیخ! تو عالمى، این همه درس خواندى، نمى‏دانى؟
 
فرمود: نه، من زبان شما را كه نمى‏فهمم، من زبان طلبه‏ها را مى‏فهمم، صفا داشته باش یعنى چه؟

گفت: یعنى نمك كسى را چشیدى، نمك‏دان را نشكن.
گفت: عجب! بعد به آن لات گفت: چند ساله هستى؟ گفت: به سن و سالم چكار دارى؟ گفت: شصت سال.
فرمود: در این شصت سال تا حالا نمك خدا را خوردى؟

آن لات سرش را پایین آورد، نمك خدا؟ ما كه از رحم مادر نمك خدا را خوردیم، نكند الان یقه ما را بگیرد و بگوید نمك‏دان را شكستى؟ ما كه شصت سال است نمكدان را شكسته‏ایم.

بلند شد، مرحوم مجلسى فرمود: كجا مى‏روى؟ بلند بلند گریه كرد و رفت.
صاحبخانه دوید و گفت: آقا! شام، گفت: سیر شدم، چیزى نمى‏خواهم.
برگشت و گفت: آقا! چكارش كردى؟ علامه فرمود: معالجه شد، آشتى كرد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 13 مرداد 1396 10:32 ب.ظ
Its like you read my mind! You appear to know a lot about this, like you wrote the book in it or something.
I think that you can do with some pics to drive the message home a little bit, but
instead of that, this is wonderful blog. A great read. I'll definitely be back.
سه شنبه 6 تیر 1396 08:42 ق.ظ
I'm extremely impressed with your writing skills as well as
with the layout on your blog. Is this a paid theme or did you modify it yourself?

Anyway keep up the excellent quality writing, it's rare to see a nice blog
like this one nowadays.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 06:10 ب.ظ
This article provides clear idea in favor of the new viewers of blogging, that
genuinely how to do blogging.
سه شنبه 22 فروردین 1396 09:51 ق.ظ
You could certainly see your skills in the work you write.
The world hopes for even more passionate writers like you who aren't afraid to mention how they
believe. Always follow your heart.
شنبه 12 فروردین 1396 01:22 ق.ظ
It's hard to find experienced people about this topic, but you sound like you know
what you're talking about! Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی